یکشنبه بیست و یکم مهر 1387
"یا
هو"
آن پرنده عاشق است... عاشق ستاره ماهیای که مثل یک نگین نقرهای روی دست آب
برق می زند... ماهی لباس نقرهای هم عاشق
است... عاشق پرندهی طلاییای که مثل سکهای توی مشت آفتاب برق
میزند...
آن پرنده را ولی چطور میشود به ماهیاش رساند؟...خطبهی عروسی این دو عاشق
عجیب را چطور میشود میان ابر و آب خواند؟...
هیچ کس تا کنون سفرهای برای عقد
ماهی و پرندهای نچیده است...
یک شب ولی مطمئنم عشق بال میشود... راهی
جادههای روشن خیال میشود... ماهیای میپرد به سمت آسمان... یک شبی مطمئنم عشق باله میشود...راههای دور مثل کاغذی مچاله میشود...و پرندهای شنا کنان میرود به قعر آبهای بیکران...
بعد از آن روی نقشههای عاشقی
سرزمین تازهای آفریده میشود... و پرنده ماهیای بال و پر زنان، شنا کنان هم در آب و هم در آسمان دیده
می شود...
نوشته شده توسط فرشته در 21:16 | | لينک به اين مطلب



