خندیدن خطر این را دارد که شما را دیوانه بخوانند.
گریه کردن خطر این را دارد که بگویند شما احساساتی هستید.
اگر دست دراز کنید، خطر این هست که گرفتار شوید.
اگر احساسات خود را بروز دهید خطر این وجود دارد که خود واقعی تان را آشکار کنید.
اگر از ایده ها و رویاهایتان با دیگران حرف بزنید، خطر این هست که شما را ساده لوح بخوانند.
زندگی کردن با خطر مرگ همراه است.
امیدواری، خطر ناامید شدن را به همراه دارد.
وقتی سعی می کنید، خطر این وجود دارد که شکست بخورید.
.
.
.
اما باید خطر کرد؛ چون بزرگترین خطر در زندگی، این است که هرگز خطر نکنیم!
کسانی که هرگز خطر نمی کنند، هیچ کاری انجام نمی دهند، چیزی ندارند، کسی نیستند و کسی نمی شوند.
ممکن است که آنها از رنج و غم اجتناب کنند، اما خیلی ساده نمی توانند یاد بگیرند که احساس کنند، تغییر نمایند، رشد کنند، دوست بدارند و زندگی کنند.
آن ها در زنجیر بندگی خود هستند، آن ها برده هستند، آن ها آزادی خود را از دست داده اند.
فقط انسان هایی که خطر می کنند واقعا آزاد هستند …


