"نام" اصولا چيز مهمي است. كل موضوع را مي شود در چند كلمه يا طي يك كلمه خلاصه كرد و اسمش را گذاشت "نام". نام اينجا را سپنتا گذاشتم چون مي خواستم سپنتا شود و انگار باز او بود كه مثل روز اول با دم اهورايي اش در من مي دميد و انگار باز من بودم كه سرشار مي شدم و فارغ از زنجير هاي زميني، پر مي گرفتم تا اوج. در هوايش دم زده ام و عشقش را لمس كرده ام. خواستم جوري باشد كه اينجا بوي وجود خودم را بدهد: بوي او را! نامش را سپنتا گذاشتم چون مي خواستم سپنتا شود و انگار باز او بود كه دميد و اينجا را سپنتا كرد. ** سپنتا از مصدر سپانكيه يعني مقدس، تعالي **