سه شنبه بیست و یکم تیر 1384
تنهايي
بد رسمي است...
رسم زمانه اي كه سكوت سرشار از فريادت را نمي شكند...
دستي به رسم دوستي دستانت را نمي فشارد...
در مرداب دست و پا مي زني و كسي دست نجات به سويت دراز نمي كند.
بايد پناه برد به كنج تنهايي ها...
تنهايي را دوست دارم.

نوشته شده توسط فرشته در 11:49 | | لينک به اين مطلب
چهارشنبه هشتم تیر 1384
نردبان را بگذار...
زير پايم خاليست
نردبان را چه كسي برداشته است؟
لحظه اي پيش رو به بالا بودم
واينك سقوط.
اما نه! هبوط بود...
اندكي بيش نمانده بود تا برسم آن بالا
بالاتر از همه، حتي خدا
زير پايم خاليست
پنج پله مانده بود...
نردبان را چه كس برداشته است؟

نوشته شده توسط فرشته در 13:7 | | لينک به اين مطلب


